بازگشت به سایت
اگر روزی متوجه شوید همسرتان با فرد دیگری وارد رابطه شده است، احتمالاً اولین سؤال شما این نخواهد بود که «حالا چه کار کنم؟»؛ شاید قبل از هر چیز از خودتان بپرسید: «چطور به اینجا رسیدیم؟»خیانت یکی از جدیترین آسیبهایی است که میتواند یک رابطه عاطفی را با بحران روبهرو کند. پژوهشهای مختلف، میزان متفاوتی از خیانت را گزارش کردهاند؛ بخشی از این تفاوت به این دلیل است که خیانت در مطالعات مختلف تعریف یکسانی ندارد و از رابطه جنسی خارج از رابطه تا روابط عاطفی و شکلهای مختلف ارتباط پنهانی را دربرمیگیرد. با این حال، یک مرور نظاممند و فراتحلیل گسترده در سال ۲۰۲۴، با بررسی ۳۰۵ مطالعه و بیش از ۵۰۸ هزار شرکتکننده از ۴۷ کشور، نشان میدهد که خیانت پدیدهای قابلتوجه و در عین حال پیچیده است و نمیتوان برای آن یک عدد ثابت و جهانشمول ارائه کرد.اما اهمیت خیانت فقط به میزان شیوع آن مربوط نیست. آنچه این موضوع را از بسیاری از تعارضهای معمول زناشویی متمایز میکند، آسیبی است که میتواند به احساس امنیت و اعتماد وارد کند. فردی که با خیانت همسرش روبهرو میشود، ممکن است علاوه بر خشم و اندوه، اضطراب، افسردگی، احساس بیارزشی، اشتغال ذهنی و حتی علائم مرتبط با استرس شدید را تجربه کند. پژوهشها نشان دادهاند که حتی شک و ظن به خیانت نیز میتواند با پریشانی روانشناختی، علائم افسردگی، مشکلات جسمانی و برخی رفتارهای آسیبزا برای سلامت همراه باشد.از طرف دیگر، خیانت فقط یک اتفاق در زندگی فرد خیانتدیده نیست؛ میتواند آیندهای را که زوجین برای زندگی مشترک تصور کردهاند، تحت تأثیر قرار دهد و گاهی پیامد آن به جدایی و طلاق برسد. از سوی دیگر، وقتی تعارض و بیثباتی رابطه به زندگی خانوادگی و یا طلاق منتهی شود، کودکان نیز با پیامدهای عاطفی، رفتاری، تحصیلی و مشکلات رابطهای درگیر میشوند؛ هرچند واکنش و میزان آسیب در کودکان یکسان نیست.به همین دلیل، مشکلات رابطه پس از خیانت معمولاً فقط با «فراموش کردن اتفاق» یا گرفتن یک تصمیم فوری برای ماندن یا جدایی حل نمی شوند.
با توجه به پیامدهای فردی و اجتماعی مهم خیانت، شناختن عواملی که رابطه را آسیبپذیر میکنند و یاد گرفتن شیوههای مراقبت از آن، فقط یک موضوع درمانی پس از خیانت نیست؛ بخشی از مراقبت پیشگیرانه از رابطه است.
در این مقاله میخواهیم از همین نقطه شروع کنیم:خیانت از کجا ممکن است آغاز شود، چه نشانههایی میتوانند رابطه را آسیبپذیر کنند و ما بهعنوان زوج چه کارهایی میتوانیم برای محافظت از رابطهمان انجام دهیم؟
_آیا خیانت نقطه ی شروع مشخصی دارد؟
در تجربه کار با زوجها، یکی از نکاتی که بارها اهمیت پیدا میکند، توجه به مسیر رسیدن رابطه به نقطه بحران است.گاهی زوجین مدتهاست کنار هم زندگی میکنند، کارهایشان را انجام میدهند، درباره فرزندان و مسائل روزمره صحبت میکنند و حتی ممکن است از بیرون، زندگی آرامی داشته باشند؛ اما ارتباط عاطفی میان آنها بهتدریج کمرنگ شده است.پژوهشها نیز نشان میدهند که کیفیت رابطه، رضایت از رابطه و الگوهای تعامل زوجین با پیامدهای مهم رابطهای ارتباط دارند. بنابراین مراقبت از رابطه فقط به معنای جلوگیری از «یک اتفاق» نیست؛ بلکه به معنای مراقبت مداوم از کیفیت ارتباط است.
_خیانت از جایی شروع میشود که زوحین کمکم از هم دور میشوند.
فاصله عاطفی معمولاً یکباره ایجاد نمیشود. گاهی با کم شدن گفتوگو شروع میشود؛ گاهی یکی از زوجین دیگر مسائل مهم زندگیاش را با همسرش در میان نمیگذارد. گاهی هم دو نفر آنقدر درگیر کار، فرزند، مسائل مالی و مسئولیتهای روزمره میشوند که رابطهشان فقط به «اداره کردن زندگی» محدود میشود.برای همین، یکی از مهمترین سؤالهایی که هر زوج میتواند گاهی از خودش بپرسد این است:«اگر گفتگو و مشارکت در مورد مسئولیتهای زندگی را از رابطهمان جدا کنیم، چقدر هنوز با یکدیگر ارتباط داریم؟»پاسخ این سوال میزان و کیفیت رابطه ی عاطفی واقعی بین زوجین را نشان میدهد.در گذر روزمرگی ها و درگیریهای زندگی، رابطه به مراقبت و توجه نیاز دارد؛ درست همانطور که یک باغ فقط با کنار هم بودن درختها زنده نمیماند.
_ذهنیتهایی که مانع گفتوگو می شوند.
برعکس آنچه زوجین تصور می کنند؛ بحث های گاه به گاه و دلخوری هایی که درباره آن صحبت میکنیم و هنوز حل نشدهاند؛ برای زندگی مشترک خطرتاک نیستند؛ بلکه باید از دلخوریهایی بیم داشته باشیم که اصلاً دربارهشان حرف نمی زنیم. مقدمه ی این سکوت آسیب زا افکاری مانند: _«دیگه حرف زدن فایدهای نداره.»_«خودش باید بفهمه.»_«اگه دوستم داشت، خودش متوجه میشد.» و ذهنیت هایی از این دست است. درک اینکه همسر ما لزوماً نمیتواند نیازهایی را که بیان نکردهایم، حدس بزند و این سهم ما در رابطه است که با گفتگوی به جا و به موقع و خودابرازی سالم و بالغانه به همسرمان کمک کنیم که به شناخت درستی در مورد ما و نیازها و افکار و احساساتمان برسد؛ می تواند از سردی در رابطه و ایجاد دوری و فاصله چلوگیری کند. یاد گرفتن اینکه به جای سکوت، سرزنش و یا کنایه زدن و پرخاشگری کلامی، درباره نیاز خود صحبت کنیم، یکی از مهارتهای مهم رابطه است. برای مثال، به جای جمله ای مثل «تو هیچوقت به من توجه نمیکنی»، میتوان گفت: «این روزا احساس میکنم از تو فاصله گرفتهام و دلم میخواد زمان بیشتری را با هم بگذرونیم.»تفاوت این دو جمله فقط در کلمات نیست؛ در فرصتی است که برای ادامه گفتوگو ایجاد میکنیم. تفاوت در حسی است که بیان متفاوت یک نیت در شخص مقابل ایجاد می کند. در اولی گله و شکایت و متهم شدن درک می شود و در دومی بیان نیاز و خواسته از همسر.
_رابطه فقط با انجام وظایف زنده نمیماند.
بسیاری از زوجها در انجام وظایف زندگی مشترک بسیار موفقاند؛ اما در مراقبت از خودِ رابطه نه.قبضها پرداخت میشوند، بچهها به مدرسه میروند، خرید انجام میشود و برنامههای زندگی پیش میرود؛ اما شاید مدتهاست زوجین با آرامش کنار هم ننشستهاند و درباره خودشان حرف نزدهاند.پژوهشهای حوزه «مراقبت از رابطه» نشان میدهد که رفتارهایی مانند گشودگی، توجه مثبت، اطمینانبخشی به رابطه و همکاری در مسئولیتها با کیفیت بهتر رابطه ارتباط دارند.بنابراین مراقبت از رابطه الزاماً انجام کارهای بزرگ و عجیب برای یکدیگر نیست. گاهی یک گفتوگوی واقعی، تشکر کردن، پرسیدن «امروز حالت چطور بود؟» و واقعاً گوش دادن، یا اختصاص زمانی که فقط متعلق به خود زوج باشد، اهمیت زیادی پیدا میکند و زوجین را با هم صمیمی و نزدیکتر می کند.
_مراقب صمیمیتی باشیم که پنهانی شکل میگیرد.
امروزه یک رابطه خارج از ازدواج الزاماً منوط به امکان یک دیدار حضوری نیست.شبکههای اجتماعی و پیامرسانها فرصت ایجاد ارتباطهای جدید را بسیار آسانتر کردهاند. پژوهشهای جدید نیز ارتباط میان برخی رفتارهای مرتبط با خیانت در شبکههای اجتماعی، رضایت رابطه و کیفیت ارتباط زوجین را بررسی و گزارش کردهاند.مسئله فقط این نیست که در فضای مجازی با چه کسانی حرف میزنیم. بلکه سؤالات مهمتری مطرح است. اینکه این ارتباط چقدر صمیمی شده؟چقدر پنهانی پیش می رود؟و آیا چیزی در آن وجود دارد که نمیتوانیم با خیال راحت با همسرمان در میان بگذاریم؟جواب این سؤالات می تواند زنگ خطر آسیب به مرزهای امن روابط را به صدا درآورد.درد دل کردن مکرر با فرد دیگری درباره مشکلات زناشویی، دریافت توجه عاطفی از او و پنهان کردن این ارتباط میتواند بهتدریج مرزهای رابطه را جابهجا کند.پس یکی از راههای مراقبت از رابطه، داشتن مرزهای روشن با روابط بیرون از ازدواج است.
_لزوم تعریف واضح و روشن «وفاداری» و مشخص کردن مصداق های بیوفایی از طرف زوجین
یک اشتباه رایج این است که زوجها تصور میکنند تعریف وفاداری برای همه یکسان است. رسیدن به معنای مشترکی از این مفهوم بین همسران می تواند به مرزبندی درست و آگاهانه ی آنها با افراد دیگر کمک کند.برای نمونه آیا پیام خصوصی با فردی دیگر خیانت محسوب میشود؟درد دل عاطفی چطور؟پاک کردن پیامها؟دنبال کردن محتوای جنسی؟قرار دو نفره با یک دوست ؟پنهان کردن یک ارتباط از همسر؟پاسخ همه زوجها الزاماً یکسان نیست.به همین دلیل، بهتر است زوجین درباره مرزهای رابطه پیش از ایجاد بحران با یکدیگر صحبت کنند.در پژوهشهای جدید نیز تفاوت در تعریف و درک افراد از خیانت مورد توجه قرار گرفته و نشان داده شده است که نگرشها و ارزشهای فردی میتوانند در رفتارهای مرتبط با خیانت نقش داشته باشند.وفاداری فقط یک احساس نیست؛ بخشی از آن، توافق روشن درباره مرزهای رابطه است.
_مراقبت از رابطه با شناخت خودمان
همه عوامل آسیبپذیری رابطه در خود رابطه و یا رفتارهای طرف مقابل ریشه ندارد.نحوه برخورد هر فرد با صمیمیت، طرد شدن، تنهایی و تعارض نیز اهمیت دارد.برای مثال، پژوهشهای جدید نشان دادهاند که برخی الگوهای ناایمن دلبستگی، بهویژه اضطراب و شخصیت اجتنابی ، با احتمال بیشتر خیانت ارتباط دارند.اما شناخت این موضوع قرار نیست به ما بگوید «من چون سبک دلبستگی خاصی دارم، ممکن است خیانت کنم.» برعکس؛ شناخت الگوهای خلقی فردی خودمان به ما کمک میکند زودتر متوجه شویم وقتی میترسیم، احساس طرد شدن میکنیم یا از رابطه ناراضی هستیم، معمولاً چه واکنشی نشان میدهیم.آیا گفتوگو میکنیم؟آیا عقبنشینی میکنیم؟آیا دنبال تأیید گرفتن از دیگران میرویم؟یا سعی میکنیم مسئله را پنهان کنیم؟این شناخت میتواند نقطهی ناامن روانی ما را به ما نشان دهد. و به ما کمک کند بفهمیم در چنین مواقعی چگونه در پی دریافت حمایت سالم از طرف افراد امن زندگیمان باشیم. درد دل با یک دوست همجنس، بیان احساسات و نیازها با روشی درست به همسر و کمک خواستن از او ، کمک گرفتن از خانواده و اقوام و شبکه های ارتباطی دوستان و کمک تخصصی گرفتن از یو روانشناس یا مشاور می تواند در شرایط حساس عاطفی ما را از سوق پیدا کردن به روابط ناامن محافظت کند.
_برای محافظت از رابطه چه کنیم؟
قرار نیست برای جلوگیری از خیانت، دائماً رابطه را زیر نظر بگیریم یا همسرمان را کنترل کنیم. اتفاقاً کنترل با صمیمیت فرق دارد. رابطه سالم بیشتر به اعتماد، گفتوگو، مرزبندی و توجه نیاز دارد تا نظارت و بازرسی.چند سؤال ساده میتواند به زوجها کمک کند هر چند وقت یکبار وضعیت رابطهشان را بررسی کنند:
- آیا هنوز درباره مسائل مهم زندگی با یکدیگر حرف میزنیم؟- آیا میتوانیم درباره ناراحتیهایمان بدون تحقیر و تهدید صحبت کنیم؟- آیا نیازهای عاطفیمان را میشناسیم و درباره آنها حرف میزنیم؟- آیا برای رابطهمان، جدا از مسئولیتهای روزمره، زمانی اختصاص میدهیم؟- آیا درباره مرزهای ارتباط با دیگران توافق روشنی داریم؟- آیا یکی از ما مدتی است احساس تنهایی میکند، حتی وقتی دیگری کنارش است؟
اگر پاسخ بعضی از این سؤالات نگرانکننده است، لازم نیست منتظر اتفاق بزرگتری بمانیم.
پیشگیری از آسیب رابطه، بیشتر از اینکه به کنترل کردن طرف مقابل مربوط باشد، به مراقبت کردن از خودِ رابطه مربوط است. و شاید مهمترین نکته همین باشد که بدانیم هیچ رابطهای را نمیتوان با اطمینان صددرصدی از خیانت محافظت کرد. اما میتوان رابطهای ساخت که در آن دو نفر بتوانند درباره تنهایی، نارضایتی، نیازها، وسوسهها و حتی فاصلههایی که میانشان ایجاد شده، پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، حرف بزنند.
_آیا زوج درمانی می تواند کمک کننده باشد؟ البته . ولی زوجدرمانی فقط برای زمانی نیست که رابطه در شرف تمام شدن است؛ بلکه بهتر است زمانی به آن پرداخته شود که هنوز چیزهای ارزشمندی در رابطه وجود دارد و زوجین میخواهند از آنها مراقبت کنند.
اگر احساس میکنید مدتی است رابطهتان از چیزی که میخواهید فاصله گرفته، لازم نیست منتظر یک بحران جدی بمانید. قطعا کمک گرفتن در همان مرحلهای که فقط «احساس میکنیم چیزی درست نیست»، میتواند بسیار مؤثرتر از زمانی باشد که آسیب عمیق شده است.
زهرا عبدالمنافی روانشناس بالینی خانواده درمانگر راهحلمحور (sfbt)زوج درمانگر
مقاله آموزشی
خیانت از کجا آغاز میشود؟ و چگونه می توان از رابطه محافظت کرد؟
اگر روزی متوجه شوید همسرتان با فرد دیگری وارد رابطه شده است، احتمالاً اولین سؤال شما این نخواهد بود که «حالا چه کار کنم؟»؛ شاید قبل از هر چیز از خودتان بپرسید: «چطور به اینجا رسیدیم؟»خیانت یکی از جدیترین آسیبهایی است…
اگر روزی متوجه شوید همسرتان با فرد دیگری وارد رابطه شده است، احتمالاً اولین سؤال شما این نخواهد بود که «حالا چه کار کنم؟»؛ شاید قبل از هر چیز از خودتان بپرسید: «چطور به اینجا رسیدیم؟»خیانت یکی از جدیترین آسیبهایی است که میتواند یک رابطه عاطفی را با بحران روبهرو کند. پژوهشهای مختلف، میزان متفاوتی از خیانت را گزارش کردهاند؛ بخشی از این تفاوت به این دلیل است که خیانت در مطالعات مختلف تعریف یکسانی ندارد و از رابطه جنسی خارج از رابطه تا روابط عاطفی و شکلهای مختلف ارتباط پنهانی را دربرمیگیرد. با این حال، یک مرور نظاممند و فراتحلیل گسترده در سال ۲۰۲۴، با بررسی ۳۰۵ مطالعه و بیش از ۵۰۸ هزار شرکتکننده از ۴۷ کشور، نشان میدهد که خیانت پدیدهای قابلتوجه و در عین حال پیچیده است و نمیتوان برای آن یک عدد ثابت و جهانشمول ارائه کرد.اما اهمیت خیانت فقط به میزان شیوع آن مربوط نیست. آنچه این موضوع را از بسیاری از تعارضهای معمول زناشویی متمایز میکند، آسیبی است که میتواند به احساس امنیت و اعتماد وارد کند. فردی که با خیانت همسرش روبهرو میشود، ممکن است علاوه بر خشم و اندوه، اضطراب، افسردگی، احساس بیارزشی، اشتغال ذهنی و حتی علائم مرتبط با استرس شدید را تجربه کند. پژوهشها نشان دادهاند که حتی شک و ظن به خیانت نیز میتواند با پریشانی روانشناختی، علائم افسردگی، مشکلات جسمانی و برخی رفتارهای آسیبزا برای سلامت همراه باشد.از طرف دیگر، خیانت فقط یک اتفاق در زندگی فرد خیانتدیده نیست؛ میتواند آیندهای را که زوجین برای زندگی مشترک تصور کردهاند، تحت تأثیر قرار دهد و گاهی پیامد آن به جدایی و طلاق برسد. از سوی دیگر، وقتی تعارض و بیثباتی رابطه به زندگی خانوادگی و یا طلاق منتهی شود، کودکان نیز با پیامدهای عاطفی، رفتاری، تحصیلی و مشکلات رابطهای درگیر میشوند؛ هرچند واکنش و میزان آسیب در کودکان یکسان نیست.به همین دلیل، مشکلات رابطه پس از خیانت معمولاً فقط با «فراموش کردن اتفاق» یا گرفتن یک تصمیم فوری برای ماندن یا جدایی حل نمی شوند.
با توجه به پیامدهای فردی و اجتماعی مهم خیانت، شناختن عواملی که رابطه را آسیبپذیر میکنند و یاد گرفتن شیوههای مراقبت از آن، فقط یک موضوع درمانی پس از خیانت نیست؛ بخشی از مراقبت پیشگیرانه از رابطه است.
در این مقاله میخواهیم از همین نقطه شروع کنیم:خیانت از کجا ممکن است آغاز شود، چه نشانههایی میتوانند رابطه را آسیبپذیر کنند و ما بهعنوان زوج چه کارهایی میتوانیم برای محافظت از رابطهمان انجام دهیم؟
_آیا خیانت نقطه ی شروع مشخصی دارد؟
در تجربه کار با زوجها، یکی از نکاتی که بارها اهمیت پیدا میکند، توجه به مسیر رسیدن رابطه به نقطه بحران است.گاهی زوجین مدتهاست کنار هم زندگی میکنند، کارهایشان را انجام میدهند، درباره فرزندان و مسائل روزمره صحبت میکنند و حتی ممکن است از بیرون، زندگی آرامی داشته باشند؛ اما ارتباط عاطفی میان آنها بهتدریج کمرنگ شده است.پژوهشها نیز نشان میدهند که کیفیت رابطه، رضایت از رابطه و الگوهای تعامل زوجین با پیامدهای مهم رابطهای ارتباط دارند. بنابراین مراقبت از رابطه فقط به معنای جلوگیری از «یک اتفاق» نیست؛ بلکه به معنای مراقبت مداوم از کیفیت ارتباط است.
_خیانت از جایی شروع میشود که زوحین کمکم از هم دور میشوند.
فاصله عاطفی معمولاً یکباره ایجاد نمیشود. گاهی با کم شدن گفتوگو شروع میشود؛ گاهی یکی از زوجین دیگر مسائل مهم زندگیاش را با همسرش در میان نمیگذارد. گاهی هم دو نفر آنقدر درگیر کار، فرزند، مسائل مالی و مسئولیتهای روزمره میشوند که رابطهشان فقط به «اداره کردن زندگی» محدود میشود.برای همین، یکی از مهمترین سؤالهایی که هر زوج میتواند گاهی از خودش بپرسد این است:«اگر گفتگو و مشارکت در مورد مسئولیتهای زندگی را از رابطهمان جدا کنیم، چقدر هنوز با یکدیگر ارتباط داریم؟»پاسخ این سوال میزان و کیفیت رابطه ی عاطفی واقعی بین زوجین را نشان میدهد.در گذر روزمرگی ها و درگیریهای زندگی، رابطه به مراقبت و توجه نیاز دارد؛ درست همانطور که یک باغ فقط با کنار هم بودن درختها زنده نمیماند.
_ذهنیتهایی که مانع گفتوگو می شوند.
برعکس آنچه زوجین تصور می کنند؛ بحث های گاه به گاه و دلخوری هایی که درباره آن صحبت میکنیم و هنوز حل نشدهاند؛ برای زندگی مشترک خطرتاک نیستند؛ بلکه باید از دلخوریهایی بیم داشته باشیم که اصلاً دربارهشان حرف نمی زنیم. مقدمه ی این سکوت آسیب زا افکاری مانند: _«دیگه حرف زدن فایدهای نداره.»_«خودش باید بفهمه.»_«اگه دوستم داشت، خودش متوجه میشد.» و ذهنیت هایی از این دست است. درک اینکه همسر ما لزوماً نمیتواند نیازهایی را که بیان نکردهایم، حدس بزند و این سهم ما در رابطه است که با گفتگوی به جا و به موقع و خودابرازی سالم و بالغانه به همسرمان کمک کنیم که به شناخت درستی در مورد ما و نیازها و افکار و احساساتمان برسد؛ می تواند از سردی در رابطه و ایجاد دوری و فاصله چلوگیری کند. یاد گرفتن اینکه به جای سکوت، سرزنش و یا کنایه زدن و پرخاشگری کلامی، درباره نیاز خود صحبت کنیم، یکی از مهارتهای مهم رابطه است. برای مثال، به جای جمله ای مثل «تو هیچوقت به من توجه نمیکنی»، میتوان گفت: «این روزا احساس میکنم از تو فاصله گرفتهام و دلم میخواد زمان بیشتری را با هم بگذرونیم.»تفاوت این دو جمله فقط در کلمات نیست؛ در فرصتی است که برای ادامه گفتوگو ایجاد میکنیم. تفاوت در حسی است که بیان متفاوت یک نیت در شخص مقابل ایجاد می کند. در اولی گله و شکایت و متهم شدن درک می شود و در دومی بیان نیاز و خواسته از همسر.
_رابطه فقط با انجام وظایف زنده نمیماند.
بسیاری از زوجها در انجام وظایف زندگی مشترک بسیار موفقاند؛ اما در مراقبت از خودِ رابطه نه.قبضها پرداخت میشوند، بچهها به مدرسه میروند، خرید انجام میشود و برنامههای زندگی پیش میرود؛ اما شاید مدتهاست زوجین با آرامش کنار هم ننشستهاند و درباره خودشان حرف نزدهاند.پژوهشهای حوزه «مراقبت از رابطه» نشان میدهد که رفتارهایی مانند گشودگی، توجه مثبت، اطمینانبخشی به رابطه و همکاری در مسئولیتها با کیفیت بهتر رابطه ارتباط دارند.بنابراین مراقبت از رابطه الزاماً انجام کارهای بزرگ و عجیب برای یکدیگر نیست. گاهی یک گفتوگوی واقعی، تشکر کردن، پرسیدن «امروز حالت چطور بود؟» و واقعاً گوش دادن، یا اختصاص زمانی که فقط متعلق به خود زوج باشد، اهمیت زیادی پیدا میکند و زوجین را با هم صمیمی و نزدیکتر می کند.
_مراقب صمیمیتی باشیم که پنهانی شکل میگیرد.
امروزه یک رابطه خارج از ازدواج الزاماً منوط به امکان یک دیدار حضوری نیست.شبکههای اجتماعی و پیامرسانها فرصت ایجاد ارتباطهای جدید را بسیار آسانتر کردهاند. پژوهشهای جدید نیز ارتباط میان برخی رفتارهای مرتبط با خیانت در شبکههای اجتماعی، رضایت رابطه و کیفیت ارتباط زوجین را بررسی و گزارش کردهاند.مسئله فقط این نیست که در فضای مجازی با چه کسانی حرف میزنیم. بلکه سؤالات مهمتری مطرح است. اینکه این ارتباط چقدر صمیمی شده؟چقدر پنهانی پیش می رود؟و آیا چیزی در آن وجود دارد که نمیتوانیم با خیال راحت با همسرمان در میان بگذاریم؟جواب این سؤالات می تواند زنگ خطر آسیب به مرزهای امن روابط را به صدا درآورد.درد دل کردن مکرر با فرد دیگری درباره مشکلات زناشویی، دریافت توجه عاطفی از او و پنهان کردن این ارتباط میتواند بهتدریج مرزهای رابطه را جابهجا کند.پس یکی از راههای مراقبت از رابطه، داشتن مرزهای روشن با روابط بیرون از ازدواج است.
_لزوم تعریف واضح و روشن «وفاداری» و مشخص کردن مصداق های بیوفایی از طرف زوجین
یک اشتباه رایج این است که زوجها تصور میکنند تعریف وفاداری برای همه یکسان است. رسیدن به معنای مشترکی از این مفهوم بین همسران می تواند به مرزبندی درست و آگاهانه ی آنها با افراد دیگر کمک کند.برای نمونه آیا پیام خصوصی با فردی دیگر خیانت محسوب میشود؟درد دل عاطفی چطور؟پاک کردن پیامها؟دنبال کردن محتوای جنسی؟قرار دو نفره با یک دوست ؟پنهان کردن یک ارتباط از همسر؟پاسخ همه زوجها الزاماً یکسان نیست.به همین دلیل، بهتر است زوجین درباره مرزهای رابطه پیش از ایجاد بحران با یکدیگر صحبت کنند.در پژوهشهای جدید نیز تفاوت در تعریف و درک افراد از خیانت مورد توجه قرار گرفته و نشان داده شده است که نگرشها و ارزشهای فردی میتوانند در رفتارهای مرتبط با خیانت نقش داشته باشند.وفاداری فقط یک احساس نیست؛ بخشی از آن، توافق روشن درباره مرزهای رابطه است.
_مراقبت از رابطه با شناخت خودمان
همه عوامل آسیبپذیری رابطه در خود رابطه و یا رفتارهای طرف مقابل ریشه ندارد.نحوه برخورد هر فرد با صمیمیت، طرد شدن، تنهایی و تعارض نیز اهمیت دارد.برای مثال، پژوهشهای جدید نشان دادهاند که برخی الگوهای ناایمن دلبستگی، بهویژه اضطراب و شخصیت اجتنابی ، با احتمال بیشتر خیانت ارتباط دارند.اما شناخت این موضوع قرار نیست به ما بگوید «من چون سبک دلبستگی خاصی دارم، ممکن است خیانت کنم.» برعکس؛ شناخت الگوهای خلقی فردی خودمان به ما کمک میکند زودتر متوجه شویم وقتی میترسیم، احساس طرد شدن میکنیم یا از رابطه ناراضی هستیم، معمولاً چه واکنشی نشان میدهیم.آیا گفتوگو میکنیم؟آیا عقبنشینی میکنیم؟آیا دنبال تأیید گرفتن از دیگران میرویم؟یا سعی میکنیم مسئله را پنهان کنیم؟این شناخت میتواند نقطهی ناامن روانی ما را به ما نشان دهد. و به ما کمک کند بفهمیم در چنین مواقعی چگونه در پی دریافت حمایت سالم از طرف افراد امن زندگیمان باشیم. درد دل با یک دوست همجنس، بیان احساسات و نیازها با روشی درست به همسر و کمک خواستن از او ، کمک گرفتن از خانواده و اقوام و شبکه های ارتباطی دوستان و کمک تخصصی گرفتن از یو روانشناس یا مشاور می تواند در شرایط حساس عاطفی ما را از سوق پیدا کردن به روابط ناامن محافظت کند.
_برای محافظت از رابطه چه کنیم؟
قرار نیست برای جلوگیری از خیانت، دائماً رابطه را زیر نظر بگیریم یا همسرمان را کنترل کنیم. اتفاقاً کنترل با صمیمیت فرق دارد. رابطه سالم بیشتر به اعتماد، گفتوگو، مرزبندی و توجه نیاز دارد تا نظارت و بازرسی.چند سؤال ساده میتواند به زوجها کمک کند هر چند وقت یکبار وضعیت رابطهشان را بررسی کنند:
- آیا هنوز درباره مسائل مهم زندگی با یکدیگر حرف میزنیم؟- آیا میتوانیم درباره ناراحتیهایمان بدون تحقیر و تهدید صحبت کنیم؟- آیا نیازهای عاطفیمان را میشناسیم و درباره آنها حرف میزنیم؟- آیا برای رابطهمان، جدا از مسئولیتهای روزمره، زمانی اختصاص میدهیم؟- آیا درباره مرزهای ارتباط با دیگران توافق روشنی داریم؟- آیا یکی از ما مدتی است احساس تنهایی میکند، حتی وقتی دیگری کنارش است؟
اگر پاسخ بعضی از این سؤالات نگرانکننده است، لازم نیست منتظر اتفاق بزرگتری بمانیم.
پیشگیری از آسیب رابطه، بیشتر از اینکه به کنترل کردن طرف مقابل مربوط باشد، به مراقبت کردن از خودِ رابطه مربوط است. و شاید مهمترین نکته همین باشد که بدانیم هیچ رابطهای را نمیتوان با اطمینان صددرصدی از خیانت محافظت کرد. اما میتوان رابطهای ساخت که در آن دو نفر بتوانند درباره تنهایی، نارضایتی، نیازها، وسوسهها و حتی فاصلههایی که میانشان ایجاد شده، پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، حرف بزنند.
_آیا زوج درمانی می تواند کمک کننده باشد؟ البته . ولی زوجدرمانی فقط برای زمانی نیست که رابطه در شرف تمام شدن است؛ بلکه بهتر است زمانی به آن پرداخته شود که هنوز چیزهای ارزشمندی در رابطه وجود دارد و زوجین میخواهند از آنها مراقبت کنند.
اگر احساس میکنید مدتی است رابطهتان از چیزی که میخواهید فاصله گرفته، لازم نیست منتظر یک بحران جدی بمانید. قطعا کمک گرفتن در همان مرحلهای که فقط «احساس میکنیم چیزی درست نیست»، میتواند بسیار مؤثرتر از زمانی باشد که آسیب عمیق شده است.
زهرا عبدالمنافی روانشناس بالینی خانواده درمانگر راهحلمحور (sfbt)زوج درمانگر